تبليغاتX
محمد مهدی کوچولو .. و خاطراتش
محمد مهدی کوچولو .. و خاطراتش
روز نوشت های مامان و بابای " محمدمهدی " برای سالهای دورش

این روزا گل پسر وقتی دانیال پسر عمو امین ش رو می بینه میره پیش دبستانی میخواد بره و کیفش رو هم آماده کرده بابایی هم براش مداد رنگی و مداد پاک کن و مداد تراش و دفتر و کلی کتاب داستان گرفته ولی از همه بیشتر کتابایی که خاله مژده بهش داده رو خیلی دوست داره

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 توسط مامان محمد مهدی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   نويسندگان

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin